تبليغاتX
فقط برای تو


فقط برای تو

زندگی

سعی کن همیشه تنها باشی

 چون تنها به دنیا می آیی و تنها میمیری

بگذارعظمت عشق را هیچگاه درک نکنی

 چون آنقدر عظیم است که تورا در زندگی نابود می کند

اما اگر عاشق شدی...

فقط یک نفر را دوست بدار

"بخند" "گریه کن" "و قدم بردار"

 

تنها برای یک نفر..!

 

 

نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 1:12 بعد از ظهر توسط محمد | |

خود را به که بسپارم؟!

وقتی که دلم تنگ است،


پیدا نکنم همدل

دلها همه از سنگ است!...


گویا که در این وادی،

ااز عشق نشانی نیست!


گر هست یکی عاشق

آلوده به صد رنگ است!!......

 

http://bia2gon.parsaspace.com/eshgholane%202/215.jpg

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 14 مهر1388ساعت 9:28 بعد از ظهر توسط محمد | |

الهی ، عمر خود به باد کردم و برتن خود بیداد کردم ؛ گفتی و فرمان نکردم

درماندم و درمان نکردم .

الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی

دریاب که می توانی.

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام

كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند

میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ 

چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا

برای مردگان ما نازل كرده است.

 

نوشته شده در یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط محمد | |

از یک عاشقِ شکست خورده پرسیدم:

بزرگ ترین اشتباه؟

گفت: عاشق شدن...

گفتم: بزرگ ترین شکست؟

گفت: شکستِ عشق...

گفتم: بزرگ ترین درد؟

گفت: از چشمِ معشوق افتادن...

گفتم: بزرگ ترین غصه؟

گفت: یک روز چشم های معشوق رو ندیدن...

گفتم: بزرگ ترین ماتم؟

گفت: در عزای معشوق نشستن...

گفتم: قشنگ ترین عشق؟

گفت: شیرین و فرهاد...

گفتم: زیباترین لحظه؟

گفت: در کنارِ معشوق بودن...

گفتم: بزرگ ترین رویا؟

گفت: به معشوق رسیدن...

پرسیدم: بزرگ ترین آرزوت؟

اشک توی چشماش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت:

مرگ....

 

(این هم مخصوص عاشق ها بود که سفارش کرده بودند)

نوشته شده در پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط محمد | |

عشق یعنی بزرگ کردن یک نفربه اندازه دنیا

  و کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر.

یکروز دل نشست با خودش فکرکرد گفت سنگ میشم سنگ شد

رفت میون سنگها نشست اما بعد از یه مدت کوتاهی عاشق یه سنگ دیگه شد.

دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست نوعی اسراف محبت است.

بکوش تا عظمت درنگاه تو باشد نه درآنچه بدان مینگری.

 

شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست دل ما بانگاهی سرد پرپر میشود.

هنرشمشیرآن است که یکی را دو تا میکند

 بنازم به هنرعشق که دوتا را یکی میکند.

همیشه به یاد داشته باش اگر قلب سنگ از دست سنگ تراش دلگیر شود

 مجسمه خوبی نمی شود.

 

نوشته شده در یکشنبه 21 تیر1388ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط محمد | |

من از هیچ کس گله ای ندارم..از هیچ کس توقعی ندارم..

اگر کسی جانم را بگیرد..قلبم را از حلقومم بیرون بیاورد و دور بریزد...

 تمام عمر ازارم بدهد..اتشم بزند ..هر کاری کند...صبر میکنم!

از او ناراضی نخواهم بود..اورا بد نخواهم دانست..به او بد نخواهم گفت..

چرا که می دانم انسان ها .دل ها.اندیشه ها و زندگی ها...

 همه بازیچه های دست تقدیرند...!

                                                                             دکتر شریعتی

این روزها دلم میخواهد سکوت کنم...به همه زبان های زنده ی دنیا...

صدایی در اعماق قلبم فریاد می زند:

 

گاهی صدای سکوت از صدای فریاد بلند تر است..

 و من تصمیمم را گرفتم....سکوت میکنم....

 

عیب کار اینجاست که من "انچه هستم " را با "انچه که باید باشم " اشتباه میکنم...

                 خیال میکنم انچه باید باشم ..هستم..

                                                      در حالیکه انچه هستم نباید باشم..

به خاطر داشته باشیم که:

عمر کوتاه است.....

                         رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم.

راه ما هموار است............

                               انرا پیچیده نکنیم.

نگهداشتن دوستان خوب گرانبهاست....

                                              به سادگی از دست ندهیم.

سخن گفتن سهل است ...

                                          گوش کردن را تمرین کنیم.

طبیعت پر از لطف است...

                            نا مهربانی نکنیم.

زندگی اسان است ....

                           انرا مشکل نکنیم.

دنیا پر از زیبایی است...

                              چشمانمان را به سادگی نبندیم .

ذهن ما پر از جواب است...

                     سوالاتمان را بپرسیم.

رسیدن به ارزوها اسان است...

                                            راه سخت تر را نرویم.

                                                                      "شاملو"

                                                     

 

                                                                                                      

           

نوشته شده در چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط محمد | |

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…

 

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

 

دلم برای کسی تنگ است که  با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…

 

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

 

        دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…

 

 دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…

 

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

 

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

 

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…

 

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…

 

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…

 

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…

 

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…

 

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…

 

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…

 

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…

 

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…

 

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…

 

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…

 

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…

 

دلم برای کسی تنگ است  که دل تنگ دل تنگی هایم است…

 

دلم برای کسی تنگ است

 

نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط محمد | |

 پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم

که ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت کنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم


تا اينکه يک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..

نياز فوري به قلب داشت..


 از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني که من هيچوقت نميذاشتم تو


قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا کني..ولي اين بود اون حرفات..حتي


براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و


 ديگر چيزي نفهميد...


چشمانش را باز کرد..دکتر بالاي سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دکتر


گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت


کنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!


دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاکت ديده نميشد. بازش کرد و درون آن


چنين نوشته شده بود: 



 سلام عزيزم.الان که اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت


نباش که بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري که قلبمو بهت


بدم..پس نيومدم تا بتونم اين کارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.


(عاشقتم تا بينهايت)


دختر نميتوانست باور کند..اون اين کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..


آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد..و به


خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نکردم..

 

نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 1:14 بعد از ظهر توسط محمد | |

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گر چه در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

 

 

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست

 

گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست

 

گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست

 

گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

 

نوشته شده در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط محمد | |

من صبورم اما . . .

به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم

يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .

من صبورم اما . . .

چقدر با همه ی عاشقيم محزونم !

و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ

مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم .

من صبورم اما . . .

بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم .

من صبورم اما . . .

 

  

من اگر روح پريشان دارم


من اگر غصه هزاران دارم


گله از بازي دوران دارم


دل گريان،لب خندان دارم


به تو و عشق تو ايمان دارم


در غمستان نفسگير، اگر


نفسم ميگيرد


آرزو در دل من


متولد نشده، مي ميرد


يا اگر دست زمان درازاي هر نفس


جان مرا ميگيرد


دل گريان، لب خندان دارم


به تو و عشق تو ايمان دارم


من اگر پشت خودم پنهانم


من اگر خسته ترين انسانم


به وفاي همه بي ايمانم


دل گريان، لب خندان دارم


به تو و عشق تو ايمان دارم

نوشته شده در شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط محمد | |


Design By : Night Skin